<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<journal>
<title></title>
<title_fa>مجله پزشكي اروميه</title_fa>
<short_title>URMIA MEDICAL JOURNAL</short_title>
<subject></subject>
<web_url>http://www.umj.ir</web_url>
<journal_hbi_system_id>37</journal_hbi_system_id>
<journal_hbi_system_user>journal37</journal_hbi_system_user>
<journal_id_issn></journal_id_issn>
<journal_id_issn_online></journal_id_issn_online>
<journal_id_pii></journal_id_pii>
<journal_id_doi></journal_id_doi>
<journal_id_iranmedex></journal_id_iranmedex>
<journal_id_magiran></journal_id_magiran>
<journal_id_sid></journal_id_sid>
<journal_id_nlai></journal_id_nlai>
<journal_id_science></journal_id_science>
<language>fa</language>
<pubdate>
	<type>jalali</type>
	<year>1383</year>
	<month>3</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<pubdate>
	<type>gregorian</type>
	<year>2004</year>
	<month>6</month>
	<day>1</day>
</pubdate>
<volume>15</volume>
<number>2</number>
<publish_type>online</publish_type>
<publish_edition>1</publish_edition>
<article_type>fulltext</article_type>
<articleset>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>مقايسه رژيم سه دارويی 7 و 14 روزه حاوی کلاريترومايسين، آموکسی سيلين و امپرازول در درمان هليکوباکترپيلوری</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>عمومى</subject_fa>
	<subject>General</subject>
	<content_type_fa>پژوهشي</content_type_fa>
	<content_type>Research</content_type>
	<abstract_fa>پيش زمينه و هدف: هليکوباکترپيلوری از شايع ترين بيماری های عفونی در دنيا به شمار می رود و به عنوان اصلی ترين علت بيماری زخم پپتيک پذيرفته شده است. ريشه کنی هليکوباکترپيلوری منجر به بهبودی زخم و کم شدن عوارض ناشی از آن و ميزان عود زخم پپتيک می گردد. رژيم های درمانی سه دارويی با پايه مترانيدازول يا کلاريترومايسين در دوره های 7 ،10 و 14 روزه در مناطق مختلف دنيا توصيه شده که معمولا حاوی يک داروی کاهنده ترشح اسيد از نوع مهار کننده پمپ پروتون و آنتی بيوتيکی ديگر است. از طرف ديگر نشان داده شده است که کلاريترومايسين جايگزين خوبی برای مترونيدازول به خصوص در نواحی با شيوع بالای مقاومت به مترونيدازول، می باشد.مواد و روش: در اين مطالعه که به صورت کارآزمايی بالينی شاهد دار تصادفی صورت گرفت، کارآيی يک رژيم سه دارويی ريشه کنی هليکوباکتر پيلوری حاوی کلاريترومايسين در دوره های 7 و 14 روزه مقايسه شده است.اين مطالعه بر روی بيمارانی انجام گرفت که توسط آندوسکوپی و بيوپسی توسط تست های اوره آز سريع و مطالعات هيستوپاتولوژيکی تشخيص های زخم پپتيک يا ديسپپسی غير زخم همراه با عفونت هيکوباکتر پيلوری در آنها داده شده بود. بيماران به صورت تصادفی به دو گروه تقسيم شدند: گروه A تحت درمان با کلاريتروماسين 500 ميلی گرم دوبار در روز، آموکسی سيلين 1 گرم دوبار در روز و امپرازول 20 ميلی گرم دوبار در روز برای مدت 7 روز و گروه B تحت درمان با همان داروها برای مدت 14 روز قرار گرفتند. بررسی بالينی و آندوسکوپی مجدد 4 هفته بعد از خاتمه درمان صورت گرفت که اگر هر دو تست اوره آز و مطالعات هيستوپاتولوژيکی روی نمونه های بيوپسی منفی می گرديد، ريشه کنی هليکوباکتر پيلوری مورد قبول قرار می گرفت.يافته ها: تعداد 65 بيمار از 81 بيمار انتخاب شده اين مطالعه را کامل کرده و مورد آندوسکوپی مجدد قرار گرفتند. درجه ريشه کنی هليکوباکترپيلوری در بيماران تمام کننده طرح در گروه A (35 بيمار) و در گروه B (30 بيمار) %85.6 در مقابل %86.6 بود (p=0.6). اگر چه به علت ريزش 16 نفر از بيماران بخاطر عدم رضايت به آندوسکوپی مجدد و علل ديگر درجه ريشه کنی بر اساس درمان– مقصد در گروه A (41 بيمار ) و گروه B (40 بيمار) که به ترتيب برابر %73.1 در مقابل %65 بود (p=0.42). بين درجه ريشه کنی هليکوباکترپيلوری و سن، جنس، شدت التهاب در نمونه های پاتولوژيک و تشخيص زخم پپتيک يا ديسپپسی ارتباط معنی داری مشاهده نشد. بطور کلی %19.5 از بيماران در دو گروه دچار عوارض جانبی خفيف شدند ولی هيچيک دارای عارضه جانبی اصلی نبود و همراهی قابل ملاحظه بين عوارض جانبی و طول درمان هم وجود نداشت.بحث و نتيجه گيری: رژيم درمانی سه دارويی حاوی کلاريترومايسين بر اساس آناليز تمام کننده طرح منجر به درجه ريشه کنی هليکوباکترپيلوری قابل قبولی بود و اختلاف معنی دار بين دو پروتکل بالا وجود نداشت.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>هليکوباکترپيلوری، زخم پپتيک، ديسپپسی، کلاريترومايسين، ريشه کنی</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.umj.ir/browse.php?a_code=A-10-1-80&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa></last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600308</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>فتاحی ابراهيم</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600309</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>گروه داخلی، دانشگاه علوم پزشکی تبريز</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>آذرگون عليرضا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600310</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>فخرجو اشرف</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600311</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بازتوانی قلبی، ظرفيت عملی و وضعيت روانی بعد از سکته قلبی</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>عمومى</subject_fa>
	<subject>General</subject>
	<content_type_fa>پژوهشي</content_type_fa>
	<content_type>Research</content_type>
	<abstract_fa>پيش زمينه و هدف: با توجه به شيوع بيماری های قلبی عروقی و سکته قلبی در جامعه ما به خصوص در افراد جوان و نقش ارزشمند بازتوانی قلبی در بازگرداندن توانايی های جسمانی و احساسی اين بيماران از يک سو و کمک به شروع هرچه سريع تر زندگی عادی و روزمره قبلی و در نتيجه کاهش مشکلات اجتماعی و اقتصادی ناشی از اين بيماری در جامعه از سوی ديگر، اين مطالعه با هدف بررسی کوتاه نمودن طول دوره بازتوانی قلبی، انجام گرفت.مواد و روش: از بيماران مبتلا به سکته قلبی که حدود يک ماه از زمان ترخيص آنها گذشته بود و جهت ادامه درمان به واحد بازتوانی قلبی مرکز تحقيقات قلب و عروق اصفهان مراجعه می کردند و دارای ريسک پايين بودند، 30 نفر به طور تصادفی انتخاب شدند و تحت يک دوره 12 هفته ای بازتوانی قرار گرفتند. مقدار ظرفيت عملی و نمره های افسردگی، اضطراب،خصومت اين افراد در بدو مراجعه و در پايان هفته های سوم، ششم و دوازدهم به وسيله پرسش نامه SCL 90 مورد اندازه گيری قرار گرفت. در نهايت ميانگين فاکتورهای مورد بررسی با استفاده آزمون t مزدوج در نرم افزار SPSS مقايسه گرديد.يافته ها: طبق نتايج به دست آمده کليه متغيرهای مورد نظر در طول دوره بازتوانی در مقاطع مورد نظر نسبت به زمان مراجعه تغيير معنی داری داشته است (P&lt;0.05) که در مورد اضطراب و خصومت اين تغييرات در پايان هفته ششم با هفته دوازدهم تفاوت معنی داری ندارد. ولی ظرفيت عملی و افسردگی بيماران تا پايان دوره، بهبود معنی داری يافته است.بحث و نتيجه گيری: به طور کلی می توان از مطالعه فعلی به اين نتيجه رسيد که ظرفيت عملی، افسردگی، اضطراب و خصومت در بيماران با ريسک پايين با انجام برنامه های بازتوانی بهبود می يابند که در مورد ظرفيت عملی و افسردگی اين تغييرات تا پايان دوره در هر مقطع تفاوت معنی داری با آغاز مقطع قبلی دارد ولی در مورد خصومت و اضطراب تنها تا پايان هفته ششم بهبودی ديده می شود. همچنين مشخص گرديد که در پايان هفته ششم تغييرات مفيد در حد مطلوبی بوده و در مواردی که امکانات محدود باشد می توان دوره 6 هفته ای بازتوانی را جايگزين دوره دوازده هفته ای نمود.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>بازتوانی قلبی، ظرفيت عملی، افسردگی، طول دوره بازتوانی</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.umj.ir/browse.php?a_code=A-10-1-81&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa></last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600312</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>ربيعی کتايون</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600313</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>اصفهان، ميدان جمهوری اسلامی، خيابان خرم، مراکز تحقيقاتی حضرت صديقه طاهره (س)، مرکز تحقيقات قلب و عروق اصفهان</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>بشتام مريم</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600314</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>ميرزايی حميد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600315</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>سعيدی مرضيه</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600316</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>صادقی معصومه</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600317</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>اثر درمانی جريان مستقيم الکتريسيته بر ليشمانيوز جلدی ناشی از ليشمانياماژور در مدل حيوانی</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>عمومى</subject_fa>
	<subject>General</subject>
	<content_type_fa>پژوهشي</content_type_fa>
	<content_type>Research</content_type>
	<abstract_fa>پيش زمينه و هدف: ليشمانيوز، طيفی از بيمارهای مختلف است که توسط گونه های جنس ليشمانيا ايجاد می شود. حداقل 20 گونه از اين جنس می تواند توسط پشه های خاکی به انسان، سگ و ميزبانان مختلف اهلی و وحشی منتقل شده و ايجاد ليشمانيوز جلدی، منتشره جلدی، جلدی – مخاطی و احشايی نمايد. عامل ليشمانيوز جلدی يا سالک در ايران گونه های تروپيکا و ماژور می باشد.با توجه به اهميت بيماری ليشمانيوز و شايع بودن آن در بيش از 80 کشور جهان، سازمان بهداشت جهانی اين بيماری را جزو بيماری های با اولويت از نظر کنترل و مبارزه، منظور نموده است. از جمله اين برنامه ها طراحی روش های قاطع درمان افراد گرفتار به منظور کاستن از آلام و عوارض اجتماعی - روانی بيماری و نيز در مورد انواعی که انسان خود مخزن بيماری محسوب می شود، کنترل و پيشگيری از انتشار بيماری می باشد.مواد و روش: در اين مطالعه از القا جريان مستقيم الکتريسيته به منظور ابداع روش درمانی موثر با دوره درمانی قابل قبول و حداقل تاثير معادل با داروهای شيميايی استفاده گرديد. موش های ماده EALB/c و NMRI 4 تا 6 هفته ای هر کدام در دو گروه آزمون و شاهد 20 تايی تقسيم شدند. هر کدام از موش های گروه های آزمون مورد تزريق 2´106 انگل ليشمانيا ماژور (MRHO/IR/75/ER) در قاعده دم قرار گرفتند، طی 3 هفته هر هفته 2 بار تحت تاثير ولتاژ مشخصی از جريان مستقيم الکتريسيته با پروتکل های مختلف قرار گرفتند. گروه کنترل شامل موش هايی بود که فقط با انگل آلوده شده بودند و هيچ عمل درمانی روی آنها انجام نمی شد. جهت اطمينان از قابل تکرار بودن نتايج، روش درمانی انتخاب شده سه بار تکرار شد.&lt;/ br&gt;&lt;strong&gt;نتايج&lt;/strong&gt; &lt;/ br&gt; آناليز نتايج با استفاده از تست آماری آناليز واريانس در مقايسه با گروه کنترل مشخص نمود که روش فوق می تواند باعث بهبود صد درصد موش ها پس از گذشت سه هفت از درمان شود ولی با قطع دوره درمانی و حدود سه هفت بعد، عود بيماری مشاهده می گردد. در موش های گروه NMRI بازگشت بيماری مشاهده نگرديد.بحث و نتيجه گيری: الکتريسيته درمانی در صورت مفيد بودن می تواند علاوه بر درمان بيماری، عوارض و هزينه های درمان با ترکيب سمی آنتی موان را حذف کند.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>الکتروتراپی، ليشمانياماژور، درمان، مدل حيوانی</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.umj.ir/browse.php?a_code=A-10-1-82&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa></last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600318</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>اسلامی گيلدا</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600319</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>حجازی سيدحسين</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600320</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>ديلمی اصل عبدالحسين</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600321</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>حجازی سيدمهدی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600322</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>تاثير ويتامين E خوراکی بر روی ميزان ليپوپروتيين های سرمی بيماران مبتلا به بيماری عروق کرونر</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>عمومى</subject_fa>
	<subject>General</subject>
	<content_type_fa>پژوهشي</content_type_fa>
	<content_type>Research</content_type>
	<abstract_fa>پيش زمينه و هدف: ويتامين E اثرات آنتی اکسيدان شناخته شده دارد و دوز 100 ميلی گرم ويتامين E روزانه برای بيماران مبتلا به بيماری عروق کرونر توصيه شده است. اثر ضد ليپيدی ويتامين E در انسان مورد بحث می باشد. لذا اين مطالعه جهت بررسی تاثير ويتامين E روی ميزان ليپوپروتيين های سرمی انجام شده است.مواد و روش ها: در اين مطالعه کارآزمايی بالينی دوسوکور با کنترل پلاسبو، 108 بيمار با بيماری عروق کرونر شناخته شده (ميانگين سنی 57±7.2 سال) با ميزان ليپوپروتيين با دانسيته کم بين 100-130 ميلی گرم در دسی ليتر انتخاب شدند. افراد مورد مطالعه به طور تصادفی در گروه شاهد (50 نفر) و مورد (58 نفر) تقسيم شدند گروه مورد علاوه بر برنامه درمان غير دارويی روزانه يک قرص 100 ميلی گرمی ويتامين E و گروه شاهد علاوه بر برنامه درمان غير دارويی روزانه يک قرص پلاسبو برای مدت 4 هفته دريافت کردند. بعد از پايان دوره دو بار ميزان HDL-C,LDL-C کلسترول تام و تری گليسريد بيماران بعد از 10 ساعت ناشتا بودن اندازه گيری شد. ميانگين مقادير دو بار محاسبه و يافته ها مورد آناليز آماری قرار و P&lt;0.05 سطح معنی دار در نظر گرفته شد.يافته ها: تفاوت قابل ملاحظه ای بين تغييرات کلسترول تام، تری گليسيريد و HDL-C بين گروه مورد و شاهد بعد از پايان مداخله با استفاده از آزمون تفاوت زوج ها وجود نداشت (P&lt;0.05). کاهش ميانگين ميزان LDL-C در مردان گروه مورد %11.2 و در گروه %2.8 بود که اين اختلاف از نظر آماری معنی دار بود (P&lt;0.05). ولی کاهش ميانگين ميزان LDL-C در بين زنان مورد و شاهد (%4.8 در مقابل 2.4%) اختلاف معنی داری نداشت.بحث و نتيجه گيری: نتايج مطالعه نشان می دهد که دوز 100 ميلی گرم ويتامين E روزانه تاثيری در کاهش ميزان کلسترول تام HDL-C و تری گليسريد ندارد، اما اين مقدار ويتامين باعث کاهش LDL-C در مردان مشاهده شده است که شايد به علت تاثير ويتامين Eروی هورمون های مردانه باشد که احتياج به بررسی بيشتری در اين زمينه دارد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>ويتامين E، بيماری عروق کرونر، ليپوپروتيين های سرم</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.umj.ir/browse.php?a_code=A-10-1-83&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa></last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600323</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>نوق حسين</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600324</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>رفسنجان، دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان، گروه قلب و عروق، بیمارستان علی ابن ابی طالب (ع)، بخش C.C.U</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>رفيعی منصور</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600325</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>اثر مهاری نيتريک اکسايد در جلوگيری از کاهش ويتامين E پلاسمای به هنگام تزريق آهن دکستران در موشهای صحرايی نر</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>عمومى</subject_fa>
	<subject>General</subject>
	<content_type_fa>پژوهشي</content_type_fa>
	<content_type>Research</content_type>
	<abstract_fa>پيش زمينه و هدف: در حالی که نقش آهن در استرس اکسيداتيو محرز می باشد، نقش نيتريک اکسايد کاملا شناخته نشده است. از طرف ديگر در مورد تداخل آهن و نيتريک اکسايد در استرس اکسيداتيو نيز اتفاق نظر وجود ندارد. هدف از مطالعه حاضر بررسی تداخل آهن و نيتريک اکسايد در ايجاد استرس اکسيداتيو در پلاسما می باشد.مواد و روشها: شصت و چهار موش صحرايی نر به هشت گروه هست تايی تقسيم گرديدند: -1 شاهد (تزريق سرم نمکی)، -2 آهن (تزريق Iron Dextran)، 3 ال – آرژنين (تزريق L – Arginine)، -4 ال - نيم (nitro-L-Arginine- methylester بلوک کننده نيتريک اکسايد سنتاز)، -5 آهن + ال – آرژنين، -6 آهن + ال – نيم، -7 دفروکسامين (Defferoxamine – شلاتور آهن) و 8- ال – آرژنين + دفروکسامين، تزريقات به صورت داخلی صفاقی انجام شدند و پس از بيست ساعت نمونه های پلاسما جمع آوری گرديدند. ويتامين E به عنوان شاخصی از استرس اکسيداتيو توسط دستگاه کروماتوگرفی مايع با کارکرد عالی (HPLD) اندازه گيری شد.يافته ها: در گروه آهن غلظت ويتامين E نسبت به گروه شاهد کاهش معنی داری را نشان می دهد (P&lt;0.01) اما در گروه ال – آرژينين تفاوتی را نسبت به اين گروه نشان نمی دهد. در گروه آهن + ال – آرژنين از کاهش غلظت ويتامين E پلاسمايی جلوگيری شده است به طوری که اختلاف معنی داری با گروه شاهد ندارد. از طرف ديگر غلظت ويتامين E در گروه آهن + ال – نيم به شدت کاهش يافت است به طوری که با گروه شاهد در سطح P&lt;0.001 و با گروه آهن + ال – آرژنين در سطح P&lt;0.01 معنی دار می باشد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>آهن دکستران، نيتريک اکسايد، استرس اکسيداتيو، ويتامين E</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.umj.ir/browse.php?a_code=A-10-1-84&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa></last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600326</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>صوفی آبادی محمد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600327</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>گروه فيزيولوژی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی قزوين</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>گل علی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600328</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>پورحيدر باقر</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600329</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>بابازاده همايون</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600330</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی فراوانی دی انتامو با فراژيليس در افراد مراجعه کننده به آزمايشگاه های تشخيص طبی تبريز</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>عمومى</subject_fa>
	<subject>General</subject>
	<content_type_fa>پژوهشي</content_type_fa>
	<content_type>Research</content_type>
	<abstract_fa>پيش زمينه و اهداف: با توجه به اينکه دی انتاموبافراژيليس به عنوان يک ارگانيسم انگلی و بيماری زا به شمار می آيد تشخيص آن به وسيلهآزمايشگاه هااهميت زيادی دارد. اين تک ياخته فرم کيستی ندارد و معمولا انتقال آن توسط تخم اکسيور انجام می گيرد.تعدادی از گزارش ها نشان می دهد که دی انتاموبافراژيليس موجب ايجاد علايم بالينی در برخی افراد آلوده می شود و ميزان شيوع عفونت علامتدار را از 15 تا 27 درصد تخمين می زنند. مشاهده اين انگل با روش های رنگ آميزی گسترش مدفوعی صورت می گيرد که متاسفانه در اکثر آزمايشگاهها انجام نمی شود چه بسا افرادی به پزشک مراجعه کرده و علايمی مثل درد شکم، نفخ شکم، تهوع، اسهال، کم شدن وزن در آنها وجود داشته و پزشک نيز جهت تشخيص علت آنها را به آزمايشگاه معرفی کرد، ولی عامل بيماری به علت قابل رويت نبودن در آزمايش های مستقيم يا فرمل اتر تشخيص داده نشده است.روش بررسی: تعداد 790 نمونه مدفوعی در مدت 6 ماه از آزمايشگاههای تشخيص طبی سطح شهر تبريز جمع آوری شد. نمونه ها به روش رنگ آميزی هماتوکسيلين آهن کاينيون، مورد بررسی قرار گرفتند.يافته ها: از کل نمونه ها 102 مورد آلودگی به اين ارگانيسم تشخيص داده شد که متاسفانه حتی يک مورد هم توسط آزمايشگاه ها گزارش نشده بود. شيوع اين تک ياخته %13.2 به دست آمد.نتيجه گيری: با توجه به شيوع بالای اين ارگانيسم و نقش آن در ايجاد اسهال با منشا ناشناخته پيشنهاد می شود برای تشخيص موارد مشکوک در آزمايشگاههای تشخيص طبی روش رنگ آميزی مدفوع با هماتوکسيلين انجام گيرد و توجه بيشتری در گزارش نمونه های مدفوعی انجام شود.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>دی انتاموبافراژيليس، تشخيص، رنگ آميزی، انگل، عفونت روده ای</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.umj.ir/browse.php?a_code=A-10-1-85&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa></last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600331</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>جمالی رسول</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600332</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تبريز، گروه انگل شناسی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تبريز</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>خادم وطن شهرام</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600333</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی اثر استراديول در فازلوتئال روی درصد حاملگی و لانه گزينی در بيماران تحت ICSI) Intra cytoplasmic sperm Injection) در بيمارستان ميرزا کوچک خان تهران</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>عمومى</subject_fa>
	<subject>General</subject>
	<content_type_fa>پژوهشي</content_type_fa>
	<content_type>Research</content_type>
	<abstract_fa>پيش زمينه و هدف: برخلاف پيشرفت تکنولوژی (Assisted Reproductive Technikgues) ART، ميزان حاملگی در ART چندان افزايشی نشان نمی دهد. نکته مهم در عدم موفقيت اين روشها اختلال در امر لانه گزينی آمبريوهای منتقل شده می باشد که خود به 2 پارامتر وابسته است يکی کيفيت و چگونگی رشد آمبريو و ديگری پذيرش آندومتر (تکامل آندومتر جهت لانه گزينی). در تکامل آندومتر هورمون ها نقش به سزايی دارند. اگر چه پروژسترون، هورمون اصلی فازلوتئال در نظر گرفته می شود ولی استراديول نيز نقش مهمی در اين فاز دارد.روش تحقيق: نوع مطالعه آينده نگر و روش نمونه گيری به صورت تصادفی و محل مطالعه بخش IVF بيمارستان ميرزاکوچک خان تهران است. بيمارانی که جهت درمان نازايی در سيکل ICSI (ميکرواينجکشن) قرار می گرفتند و جهت تحريک تخمک گذاری از پروتکل (GnRHa+HMG) gnRHa+COH استفاده می کردند وارد مطالعه شدند. بيماران با توجه به شرايط سنی به دو گروه تقسيم شدند. زير 37 سال با short پروتکل. هر پروتکل جهت ساپورت فازلوتئال به 2 گروه تقسيم می شد. در گروه اول جهت ساپورت فازلوتئال از پروژسترون استفاده گرديد و در گروه دوم جهت ساپورت فازلوتئال از پروژسترون و استراديول والرئات استفاده شد. در هر گروه سطح سرمی استراديول و پروژسترون روز مصرف HCG و 12 روز بعد انتقال جنين اندازه گيری می شد. در آخر ميزان حاملگی و لانه گزينی در هر دو گروه محاسبه شد. جهت آناليز داده ها از تی استودنت و آزمون واقعی فيشر استفاده گرديد.&lt;/ br&gt;&lt;strong&gt;نتايج&lt;/strong&gt; &lt;/ br&gt; در گروه دوم در بيمارانی که از پروتکل long GnRHa+COH استفاده کردند درصد حاملگی بيشتر از گروه اول بود. در همين گروه ميزان سرمی استراديول و پروژسترون 12 روز بعد انتقال جنين بالاتر بود.&lt;/ br&gt;&lt;strong&gt;بحث&lt;/strong&gt; &lt;/ br&gt; در بيمارانی که تحت ICSI قرار می گيرند و از پروتکل long GnRHa+COH استفاده می نمايند افزودن استراديول به پروژسترون جهت ساپورت فازلوتئال می تواند سبب افزايش ميزان حاملگی گردد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>استراديول، ساپورت فازلوتئال، ميزان حاملگی، ICSI</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.umj.ir/browse.php?a_code=A-10-1-86&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa></last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600334</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>اکبری اسبق فيروزه</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600335</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>اروميه، بيمارستان مطهری، مرکز تحقيقات و درمانی ناباروری کوثر؛ دانشگاه علوم پزشکی اروميه</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>حاجی شفيعها معصومه</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600336</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>اروميه، بيمارستان مطهری، مرکز تحقيقات و درمانی ناباروری کوثر؛ دانشگاه علوم پزشکی اروميه</affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>نقش روشهای تشخيصی (سونوگرافی و لاواژ تشخيصی صفاق) در بيماران دچار ترومای غير نافذ شکم (بررسی 5 ساله)</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>عمومى</subject_fa>
	<subject>General</subject>
	<content_type_fa>پژوهشي</content_type_fa>
	<content_type>Research</content_type>
	<abstract_fa>پيش زمينه و هدف: ترومای غير نافذ شکم از مکانيسم های شايع تروما در سوانح رانندگی و سقوط از بلندی است که معمولا با مشکلات تشخيصی همراه می باشد. مطالعات متعددی درباره دقت روشهای تشخيصی و کاهش لاپاروتومی های انجام شده است.مواد و روش: در اين مطالعه تمام موارد لاپاروتومی اورژانس به دليل ترومای غير نافذ شکم در مدت 5 سال در يک مرکز ارجاعی بصورت گذشته نگر مورد بررسی قرار گرفته است(1379-1375).يافته ها: از 75 لاپاروتومی، 61مورد مثبت و 14 مورد منفی بود. در 4 مورد ار لاپاروتومی های مثبت فقط هماتوم خلف صفاق وجود داشت که اقدام درمانی خاصی لازم نبود (لاپاروتومی غيردرمانی). در 34 بيمار سونوگرافی انجام شده بود که حساسيت، ويژگی، ارزش اخباری مثبت (PPV) و ارزش اخباری (NPV) به ترتيب %84.3 ، %50 ، %96.4 و %16.6 به دست آمد. در 16 بيمار که لاواژ تشخيصی صفاق برای آنها صورت گرفته اعداد فوق به ترتيب %100 ، %66.7 ، %92.8 و %100 بود. در28 بيمار که فقط بر اساس علايم بالينی تحت عمل قرار گرفتند تعداد موارد منفی 9 عدد بود (%32.2).بحث و نتيجه گيری: با توجه به اين يافته ها و نتايج مطالعات مشابه سونوگرافی در برخورد اوليه با بيماران دچار ترومای غيرنافذ شکم می تواند بسيار کمک کنند باشد اما به علت ويژگی و NPV پايين نمی توان به آن اکتفا کرد و در صورت وجود شک بالينی استفاده از روش های دقيق تر ضروری است. لاواژ تشخيصی صفاق همچنان روشی بسيار ارزشمند در تشخيص ضايعات داخل شکم به دنبال ترومای غير نافذ می باشد. انجام لاپاروتومی بدون اقدامات تشخيصی اضافه با موارد منفی بيشتری همراه است.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>ترومای غيرنافذ شکم، سونوگرافی، لاواژ تشخيصی صفاق (DPL)</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.umj.ir/browse.php?a_code=A-10-1-87&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa></last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600337</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>جعفريان علی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600338</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>انتهای بلوار کشاورزی، بيمارستان امام خمينی، دفتر جراحي؛ دانشگاه علوم پزشکی تهران</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>عسگری امير</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600339</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>امامی رضوی سيدحسن</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600340</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>بررسی نقش عوامل استرس زای زندگی در حمله آسم</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>عمومى</subject_fa>
	<subject>General</subject>
	<content_type_fa>پژوهشي</content_type_fa>
	<content_type>Research</content_type>
	<abstract_fa>پيش زمينه و هدف: تحقيقات فعلی بيانگر ارتباط بيماری آسم با عوامل روانشناختی است. آسم يک اختلال روانتنی شمرده می شود. هدف از اين پژوهش بررسی رابطه بين استرس های عادی زندگی و حملات آسم و کمک به روان پزشکان و ساير پزشکانی است که مسووليت تدارکات، هماهنگی و مراقبت از تمام بيماران مبتلا به آسم را به عهده دارند.مواد و روش: جمعيت مورد مطالعه شده 100 نفر بيمار (56 نفر زن و 44 نفر مرد) بستری در بخش داخلی بيمارستان سينا و بخش ريه بيمارستان امام خمينی تبريز است، تشخيص بيماری آسم و حمله آن توسط متخصص داخلی يا ريه تاييد شده است اين بيماران در فاصله زمانی 80/3/1 تا 81/2/3 در بيمارستان بستری بوده اند. پرسشنامه هوملس – ريهی برای اين 100 بيمار و 100 نفر افراد جامعه که در شرايط اقتصادی و فرهنگی مشابه بوده اند تکميل شد و استرس ميانگين در يک سال قبل برای هر دو گروه محاسبه شد.يافته ها: نتايج به دست آمده حاکی است که در مردان ميزان متوسط استرس در يک سال قبل از حمله آسم 173.5 برای هر فرد و در زنان برای هر فرد 241.35 واحد بوده است و در مورد کل گروه بيماران ميزان متوسط استرس در يکسال قبل از حمله آسم برای هر فرد 211.48 واحد بود، در مورد گروه شاه ميزان متوسط استرس وارده برای هر مرد 88.54 واحد و برای هر زن 50.5 واحد به دست آمد و در مورد کل 100 نفر گروه شاهد ميزان متوسط استرس وارده در يک سال قبل 67.24 واحد بوده است.بحث و نتيجه گيری: نتيجه گيری می شود که يکی از عوامل به وجود آورنده آسم استرس است که در روند درمان آن تاثير می گذارد لازم به تذکر است که تعداد معدودی از اين بيماران به روانپزشکان مراجعه می نمايند و در بيمارستانهايی که بستری شده اند مشاوره روانی برای آنها در خواست نمی شود. انتظار می رود که همکاران عزيز متخصص ريه و داخلی به اهميت جنبه روانی بيماری نيز توجه کنند که نتيجه مستقيم آن می تواند درمان بهتر و سريعتر بيماران باشد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>استرس، آسم، عوامل خطر ساز</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.umj.ir/browse.php?a_code=A-10-1-88&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa></last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600341</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>وفايی باقر</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600342</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>پوررحيمی فرهاد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600343</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
	<article>


	<language>fa</language>
	<article_id_issn></article_id_issn>
	<article_id_issn_online></article_id_issn_online>
	<article_id_pubmed></article_id_pubmed>
	<article_id_pii></article_id_pii>
	<article_id_doi></article_id_doi>
	<article_id_iranmedex></article_id_iranmedex>
	<article_id_magiran></article_id_magiran>
	<article_id_sid></article_id_sid>
	<title_fa>ارزيابی نتايج آزمايش 900 نمونه کنترل ادرار ليوفيليزه مجهول در 300 آزمايشگاه تشخيص مواد مخدر کشور برای شناسايی مرفين (کنترل کيفی خارجی)</title_fa>
	<title></title>
	<subject_fa>عمومى</subject_fa>
	<subject>General</subject>
	<content_type_fa>پژوهشي</content_type_fa>
	<content_type>Research</content_type>
	<abstract_fa>پيش زمينه و هدف: اعتياد به ترياک و مشتقات آن مثل مرفين، از جنبه های مختلف فردی، اجتماعی، جسمی، روانی و ... بررسی می شود. بخش مهمی از موارد مورد بحث در اعتياد صحت و درستی آزمايش های تشخيص مرفين می باشد زيرا ارايه هر گونه پاسخ استباه موجب بروز مشکلات فراوان برای شخص آزمايش شونده و خانواده وی خواهد بود. هدف از اين تحقيق، بررسی عملکرد آزمايشگاه ها و کيفيت روش های تشخيص مرفين در آزمايشگاه های تشخيص مرفين ادرار در سراسر کشور می باشد.مواد و روش: در اولين دوره (بهمن 1380) کنترل کيفی خارجی روشهای تشخيص مواد مخدر (مرفين) که توسط مرکز تحقيقات آزمايشگاه های رفرانس اجرا شد، بيش از 900 نمونه ادرار ليوفيليزه مجهول از نظر مواد مخدر تهيه و برای بيش از 300 آزمايشگاه تشخيص مرفين در سراسر ايران (برای هر مرکز سه نمونه شامل نمونه منفی، مثبت و مثبت کاذب) ارسال شد. روش انجام آزمايش به گونه ای تنظيم شد که فرد آزمايش گر برای ارايه پاسخ صحيح آزمايش، نمونه ها را در دو مرحله مورد آزمايش قرار دهد. روش صحيح مورد انتظار اين بود کهآزمايشگر با روشهای غربالی متداول، نمونه منفی را شناسايی و گزارش نموده، آن گاه با استفاده از روش های کروماتوگرافی، موارد مثبت شده را مورد آزمايش قرار دهد به اين منظور که پاسخ مثبت واقعی و کاذب مشخص شده و نتيجه قابل قبول گزارش شود.يافته ها: بررسی نتايج اولين دوره کنترل کيفی آزمايشگاهای تشخيص مواد مخدر نشان می دهد که حدود %36 اين آزمايشگاه ها بدون انجام آزمايش تاييدی و فقط با توجه به نتيجه آزمايش غربالی، پاسخ آزمايش را اعلام می نمايند. حدود %29 درصد از آزمايشگاه ها پاسخ های کروماتوگرافی را اشتباه گزارش نموده اند و ضمنا %8 آزمايش های غربالی، نيز نادرست گزارش شده است.بحث و نتيجه گيری: با توجه به نتايج اوليه مشاهده می شود تعداد زيادی از آزمايشگاه ها نياز به کنترل و نظارت داشته، به علاوه از صحت و دقت روش های مورد استفاده اين آزمايشگاهها نيز بايد اطمينان حاصل نمود. از آنجايی که ارايه هر گونه پاسخ اشتباه ممکن است برای فرد آزمايش شونده (داوطلب ازدواج و استخدام، مشکوک ... ) و خانواده وی مشکلات فراوانی را به وجود آورد، نظارت و کنترل پی در پی صحت و درستی روش های تشخيص مرفين که در سراسر کشور مورد استفاده قرار می گيرد و ارايه روشهای تشخيصی استاندارد ضروری می باشد.</abstract_fa>
	<abstract></abstract>
	<keyword_fa>ادرار، آزمايش مرفين، کنترل کيفی</keyword_fa>
	<keyword></keyword>
	<start_page>9</start_page>
	<end_page>15</end_page>
	<web_url>http://www.umj.ir/browse.php?a_code=A-10-1-89&amp;amp;slc_lang=fa&amp;amp;sid=fa</web_url>


<author_list>
	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa></last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600344</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>عباسی محمد</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600345</code>
	<coreauthor>Yes
</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa>تهران، خيابان دماوند، بيمارستان بوعلی، مرکز تحقيقات آزمايشگاه های رفرانس ايران، آزمايشگاه تشخيص مواد مخدر، مرکز مطالعات اعتياد؛ وزارت درم</affiliation_fa>
	 </author>


	<author>
	<first_name></first_name>
	<middle_name></middle_name>
	<last_name></last_name>
	<suffix></suffix>
	<first_name_fa></first_name_fa>
	<middle_name_fa></middle_name_fa>
	<last_name_fa>ناظری سيدعلی</last_name_fa>
	<suffix_fa></suffix_fa>
	<email></email>
	<code>37003194753284600346</code>
	<coreauthor>No</coreauthor>
	<affiliation></affiliation>
	<affiliation_fa></affiliation_fa>
	 </author>


</author_list>


	</article>
</articleset>
</journal>

